اراده
سردار شکست خورده مورچه را میدید که دانهای چند برابر خودش را به زحمت به بالای دیوار میکشد. اندیشید: چه کار دشواری؟!
هرچه منتظر ماند تا دانه از دهان مورچه رها شود و بیفتد تا دوباره تلاش کند؛ نیفتاد به ناچار با انگشت مورچه ودانه را انداخت. هفتاد بار انداخت و وقتی از اراده و پشتکار مورچه درس گرفت، مورچه را له کرد؟!
____________________________________
این اولین مینی مالاست که منتشر می کنم مینی مالی از مهدی کفاش دوست عزیزم و برادر بزرگتر و شاید …. ام
باشد تا علل ننوشتنم را هم بنویسم
بوجی گفت :
مرداد ۱۰م, ۱۳۸۷ در ۵:۱۸ ب.ظ
ای نامرد چرا کشتش خیلی نامردیه مگه نشنیدی که مزن بر سر ناتوان دست زور خوبه منم برم بزنم تو سر مهدی کفاش یا حتی خودت ببینم خوشت می آد؟!!!
مرتضی گفت :
مرداد ۱۶م, ۱۳۸۷ در ۵:۵۲ ب.ظ
سلام
من می گم هر وقت آدم بخواد اون چیزی رو که تو ذهنش هست مخفی کنه بیشتر نشونش می ده مثلا وقتی می گه ما بازم بهت رای می دیم از این ریشه می گیره که ذهنش مشغوله که حالا بازم به این رای بدیم یا نه؟