از دست آخوند های مزور خسته ام

پس از خواندن نوشته از دست علمای این قوم خسته ام خیزران و دیدن ترسش از فیلتر شدن و هزار کوفت و زهرمار دیگر قصد کردم این متن را بنویسم .

اما در ابتدا باید مبانی خودم را مشخص کنم مبانیی که سالهاست شکل گرفته و بعید است که تغییر کند.

۱٫ من با دین مشکل که ندارم هیچ اعتقاد دارم مبنی کاملی برای یک زندگی موفق است و به حضور دین در همه شئون اعتقاد دارم اما این حضور به معنی حضور ارباب عماعم در تمام شئون نمی دانم.

۲٫ به نظر من آخوند هایی وجود دارند که با حضور در دولت و مناسب دولتی باعث رشد می شوند اما تعدادشان یک چندم آخوند های موجود است.

از مبانی گذشته من به عنوان یک آدم که ۲۰ سال در کنار آخوند ها زندگی کرده ام بسیار دیده ام آخوند خوب و بسیار بیشتر آخوند بد. اما قصد تبیین مرز این دو نیست که مرزی بسیار روشن دارند حرفم گله از وضعیتم است و از موجودات اطرافم.

وقتی اسم آخوند یا روحانی می آید همه یاد خطابه و سخنرانی می افتند و یاد حرف زدن های ممتد و گاهی بی فایده و گه گاه دروغ . دروغ ها و تزیر و ریا هایی که از حافظ تا من بچه آخوند را می رنجانده و می رنجاند .

واعظان کین جلوه در محراب و منبر می کنند چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند

مشکلی دارم زه دانشمند مجلس باز پرس توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می کنند

برای مثال من در موسسه ای منتسب به حوزه و در حوزه مسائل امام زمان کار می کنم که مسئولی روحانی دارد مسئولی که از رفقای پدرم است و خوب خطیب است و وجهه ای دارد . چند وقت پیش رفتم برای اعتراض به دست مزد کم و مقایسه این کار با کار جدیدی که به من پیشنهاد شده بود گفتم که من اگر همین کار را جای دیگر انجام دهم n تومان بیشتر درآمد خواهم داشت جوابی داد که تا همه جایم را سوزاند گفت « خب مابقی را برای امام زمان کار کن» این قدر شاکی شدم که جواب هم ندادم حالا در نظر داشته باشید که پسر این بزرگوار در این موسسه با مدرک پایین تر از من بیشتر از من دریافت می کرد اصلا هم برای امام زمان کار نمی کرد .

در همین موسسه فردی کار می کند (البته کار نمی کند و استراحت می کند) که آخوندی سید است و تنها مسئولیت محتسبی و نهی از منکر کردن و گیر دادن به جوان های موسسه است هر روز هم اذان نماز را پخش می کند البته و آخر ماه حقوق مکفی دریافت می کند.

قصد ندارم از چیزهایی که همه مان شنیده ایم بگویم که فلان آقا به صیغه اشتهار دارد و فلانی تریاک می کشد فلان بزرگ در فلان جا ملک دارد و فلانی پسرش تاجر بزرگ فلان جنس است اما همین قدر بگویم که من اگر پدر و مرحوم عین صاد و چند تن از علما را ندیده بودم اگر ندیده بودم ساده زیستی رهبر را و زندگی بعضی مراجع را به راحتی از همه آخوند ها بدم می آمد.

پ.ن : این بند آخر از ترس نبود.

۱۹ نظر »

  1. A.T گفت :

    مهر ۱۸م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۳۵ ب.ظ

    همین یک بام و دو هوا باعث شده که دید مردم نسبت به روحانیت انقدر بد بشه که همرو با یه چشم نگاه کنن ولی باید قبول کنیم که اون تعدادی که آخر متن نامبردی بدجوری جزء اقلیت هستن

  2. boji گفت :

    مهر ۱۸م, ۱۳۸۷ در ۱:۴۹ ب.ظ

    سلام بچه آخوند جان زیاد حرص نخور چون خودت هم خیلی شبیه آخوند های دسته اول هستی و شاید هم بیشتر بشی ولی امیدوارم خدتو اصلاح کنی و لااقل مثل دسته دوم آخوند ها بشی…..

  3. elyas0013 گفت :

    مهر ۱۸م, ۱۳۸۷ در ۲:۴۲ ب.ظ

    …..خوردی دقیقا معلومه که از ترسته و داری …..مالی می کنی

  4. علی پسر دریا گفت :

    مهر ۱۹م, ۱۳۸۷ در ۱:۰۶ ب.ظ

    سلام. میبینم که گره های سر باز نکرده در دل شما و ما زیاد است. حرف های ناگفته که اینترنت مثل جهنمی وسیع فرصتی است تا جیغ بزنی و داد بکشی و کوهی هم در اطرافت نیست که صدای خودت را به گوش خودت برساند. داد بزن …. گاهی هم به جاده هایی که تو را از سرنوشت تاریکی ها دور میکند نگاه کند. جاده ای که داری توش رانندگی میکنی خروجی های زیادی به جاده های دیگر دارد. مراقب باشد جلوی خروجی ننوشته باشه خطر ارتداد.

  5. arsh گفت :

    مهر ۱۹م, ۱۳۸۷ در ۳:۰۶ ب.ظ

    سلام علی جان
    نه توی مطلب هم گفتم من حساب دین رو از دین دار ، حساب حوزه رو از آخوند ها، و کلا حساب کارخونه رو از خروجی جدا می کنم

  6. تمنا گفت :

    مهر ۲۴م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۳۲ ب.ظ

    سلام فکر میکنم حدف شما از ایجاد وبلاگ یه جورایی این بوده که مردم رو متقاعد کنید که حق رو بشناسید تا اهلش رو بشناسید باطل رو بشناسید تا اهلش رو بشناسید .اما من با خوندن مطالب بالا حس بدی بهم دست داد نمی دونم چرا

  7. حامد گفت :

    مهر ۲۷م, ۱۳۸۷ در ۸:۴۴ ب.ظ

    حرفات درسته ولی از لحاظ منطقی
    ولی احساس رو چکار کنیم. خیلی هم نمیشه کنترلش کرد.
    وقتی آدم یکی از این صحنه ها رو می بینه یا برخورد می کنه شاید بتونه خودش رو با این حرفها از لحاظ منطقی توجیه کنه و لی یک حس بد نسبت به نوع لباس ایجاد می شه که به صورت ناخودآگاه هم هست.
    اون رو نمی شه کاریش کرد.
    این واسه خودم پیش اومده. منی که یک عمر تو مسجد بودم و به مسجد رفتم. یک بار یک درگیری تو مسجد پیش اومد(نه برای من به شخصه) تا ۲ هفته دلم راضی نمی شد پامو تو مسجد بذارم.

    در جهنم (مریم ۷۱)

  8. محمد گفت :

    مهر ۲۹م, ۱۳۸۷ در ۹:۰۵ ق.ظ

    سلام دوست عزیز
    اول اینکه مناصب با ص است نه باسین دوم اینکه همانطور که خودتان هم اشاره کرده اید نباید اشتباه چند نفر را به حساب مکتب گذاشت اما متاسفانه همه این کار را می کنند.سوم اینکه این کار تف سر بالاست به هر حال پدر شما خوب یا بد روحانی است.چهارم اینکه فکر می کنم سطح توقع مردم از روحانیون زیاد است به هر حال یک طلبه یک آدم است مثل همه احساس دارد شهوت دارد و..پنجم هیچ وقت افراد را مستقیما در مظان اتهام قرار ندهید شما واقعا از عملکر آن فرد روحانی وحقوش مطلعید؟ضمن اینکه بسیاری از نظرات شما را رد نمی کنم اما در نظر دادن به ویژه برای این قشر کمی باید با تامل سخن گفت

  9. از پدری مهربان به پسری نا بالغ گفت :

    آبان ۱۱م, ۱۳۸۷ در ۳:۰۵ ق.ظ

    پسرم حقوق، به کار دانی و کار بلدی بستگی دارد نه به مدرک. آن محتسب که می گویی و خدایش خیرش دهاد! هیچ پولی که نمی گیرد، بماند. کمک هم میکند. و اما آن رئیس که تو می گویی، به شهادت خیلی ها و حتی خودت اگر انصاف داشته باشی، از پدر هم بر تو مهربان تر بوده است. من مطمئنم با این لوس بازی ها و دهان لقی ها و ناکار آمدیها که تو داری هیچ خاکی قبولت نمی کند، من در انتظارم که تو کی به بلوغ فکری خواهی رسید. به امید بلوغ تو.

  10. arsh گفت :

    آبان ۱۱م, ۱۳۸۷ در ۴:۴۱ ب.ظ

    خب خب خوشحالم که این خبر که ما وبلاگ داریم را پسر پدر مهربان به او داده(البته مثل تمام اخبار) و در مورد آن آقا (محتسب ) الله اعلم
    در مورد مهربانی هم من نگفتم مهربان نیست حتی نگفتم به من محبت نکرده اما این هم اغراق است که از پدر بیشتر محبت کرده و البته این محبت وظیفه ای اخلاقی بوده است
    لوس بازی و دهن لقی و ناکارامدی هم توهین و تهمت است که اگر دادگاه عدلی باشد در آنجا بررسی می شود
    و در مورد بالغ شدن باید بگویم که ما همه نابالغیم کم و زیاد دارد .
    افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد

  11. arsh گفت :

    آبان ۱۲م, ۱۳۸۷ در ۱:۱۸ ب.ظ

    راستی یادم رفت این را بگویم بزرگی گفته
    رنجی نیست اگر زمین(خاک ) را از تو بگیرند آسمان زیر پای توست
    در ضمن پدر مهربان پسر خبر آور روزی رسان خداست و تو وسیله ای پس منازید به آن که با تصادفی یا نه تغییر دولتی از دست می رود
    ما یاد گرفته ایم که هیچ چیز مهم نیست پس تو هم پسرت را کاردان تر بدان کی به کی است حتی دو برابر به او حقوق بده باز هم کی به کی است ما به این بی عدالتی ها در این حکومت زمینه ساز عادت کردیم

  12. عمو گفت :

    آذر ۱۷م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۱۳ ق.ظ

    بنام خدا
    بدون شک روحانیت هم مثل بقیه اقشار اجتماعی طیفی از اخلاق و رفتار دارد نه فقط یک الگو،
    همچنان که دکتر سیگاری داریم آخوند بد اخلاق هم داریم و البته همچنان که آموزگار شرافتمند داریم روحانی خداترس هم داریم . مردم به حق توقع فراوانی از روحانیت دارند زیرا ادعای آنها اخلاق و زهد است .
    نکته آخر آنکه معمولا سهم امام در افراد ناباب باعث فلاکت و آخر به شری می شود پس اگر از این طریق روزی بدست کسی می افتد باید احتیاط بیشتری بخرج بدهد.

  13. hosein گفت :

    بهمن ۱۱م, ۱۳۸۷ در ۲:۵۴ ب.ظ

    چرا جواب اینا رو نمی دید؟!
    مساله ای به نام حجاب
    http://hamidreza-alipoor.blogfa.com/

  14. جواد گفت :

    بهمن ۲۹م, ۱۳۸۷ در ۱۱:۴۲ ب.ظ

    خره ، چرا محل کارتو لو میدی ؟ نمیترسی برات مشکل درست بشه ؟ کمی عقل هم چیز خوبی است !
    ——————————–
    جواب: برادر اولا من لو ندادم اگه تو فهمیدی باهوشی دوما لطف کن یک محترمانه تر توبیخ کن مردم رو خدای نکرده دلشون میشکنه

  15. ناشناس گفت :

    اسفند ۸م, ۱۳۸۷ در ۱:۳۴ ب.ظ

    ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….
    دکترشریعتی میگوید:حسین(ع)بیشترازاب “تشنه لبیک بود !افسوس که بجای افکارش زخمهای تنش را نشانمان دادندو بزرگترین دردش را بی ابی نامیدند
    این کاریعنی از نمد کلاه ساختن وتحمیق مردم عوام سوارشدن بر کول مردم و دوشیدن مردم
    وخلاصه کردن کربلا وحسین (ع)درقیمه و زنجیر وگریه
    بهتر است:الف شعرحضرت حافظ را کامل بنویسید>>واعظان……
    ب:به دیوان اشعار ایرج میرزامراجعه کنید
    ج:کتاب های کسروی که خودش و÷درش هردواخوندبوده اندوکشته شدند درراه روشن کردن مردم
    ———————————
    پاسخ علیرضا:
    اولا سو استفاده نکن من خودم بچه آخوند و کاملا مرید و علاقمند بعضی از آخوندا
    دوما کسروی یه کافر غربزده ملحده که از دین و روحانیت هیچ بویی نبرده
    ثانیا شعر حافظ رو هرجور بخوام می نوسم
    رابعا تنها کسی که لایق فحش خود فحاشه (نقطه چین ها فحش بوده)

  16. ناشناس گفت :

    اسفند ۸م, ۱۳۸۷ در ۱:۴۳ ب.ظ

    پاسخ علیرضا:
    توهین بود پاکش کردم

  17. عبدالله گفت :

    اسفند ۱۰م, ۱۳۸۷ در ۶:۰۴ ب.ظ

    باسلام
    اولا گیرم تمام حرفهایت درست،اما چه نیاز داشت که اینگونه بگویی؟
    ثانیا آیا واقعا می توانی جواب حضرت صاحب (عج) رابدهی کهدر تایید حرف تو شخصی بیاید و بی احترامی به علماء راستین کند؟
    ثالثا وقتی آن آقای مدیر حقوق کمی به شما می دهد مگر شما رابه زور بر سراین کار آورده؟می توانید کارخود راعوض کرده وحقوق بیشتری دریاغت نمایید
    رابعادرست است امثال رهبر معظم انقلاب(حفظه الله)کم هستند اماشما نگاه کنید در یک سال چند هزار نفر وارد دانشگاه می شوند ودر آخر۲یا۳نفر پرفوسور می شوند؛در حوزه هم همینطور است، درست است که مثل این بزرگان کم هستند ولی نباید به بدهای آنها فحش داد تا حتک حرمت بزرگان توسط جهال انجام شود
    خامسا من توصیه می کنم این مطلب را از صفحه خودت بردار تا کمتر در برابر حضرت صاحب(عج)شرمنده باشی
    ——————————————-
    پاسخ علیرضا:
    علیکم السلام
    اولا چرا شرمنده امام زمان هستم اما نه بخاطر این متن به خاطر کم کاری های خودم
    دوما من مسئول حرف خودمم و غیر فحش هم هیچ نظری رو سانسور نمی کنم هر کسی هم مسئول حرف خودشه
    سوما باید ما ها به عنوان کسایی که از خود روحانیت هستیم این مرز بین آخوند خوب و بد رو مشخص کنیم وگرنه همین میشه که آلان به همه فحش می دن
    چهارما توی دانشگاه ماهاه از پول امام زمان امرار معاش نمی کنیم ما مفتی تحصیل نمی کنیم ما برای علم می ریم نه تقوا و برداشتم بار دین اما توی حوزه دقیقا عکس این مطلب
    پنچما از نهی از منکرت ممنون
    یا علی

  18. ایرانی گفت :

    اردیبهشت ۱۳م, ۱۳۸۸ در ۸:۵۲ ق.ظ

    این پیام به علت توهین به عقایدم پاک شد

  19. الهه گفت :

    اسفند ۲۴م, ۱۳۸۸ در ۹:۰۵ ق.ظ

    خاک بر سرت این مزخرفات چیه که میگی۱۱؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

RSS نظرات این نوشته · آدرس دنبالک

ارسال نظر