خانه ویران، همسایه درخواب و خنده موذیانه دشمن

هرچه فکر کردم هیچ چیزی بهتر از این شعر برای مظلومان غزه نیافتم شعری که از اعماق وجود اخوان برامده و عمق درد فلسطینیان را می رساند

خانه ام آتش گرفته است آتشی جانسوز
هر طرف می سوزد این آتش
پرده ها و فرش ها را تارشان با پود

من به هر سو می دوم گریان
در لهیب اتش پر دود

وز میان خنده هایم تلخ
و خروش گریه ام ناشاد
از درون خسته سوزان
می کنم فریاد، ای فریاد، ای فریاد…

از فراز بام هاشان شاد
دشمنانم موذیانه خنده های فتحشان بر لب
بر من آتش به جان ناظر
در پناه این مشبک شب

من به دستان پر از تاول
این طرف را می کنم خاموش
وز لهیب آن روم از هوش

زان دگر سو شعله برخیزد به گردش دود
تا سحرگاهان که می داند که بود من شود نابود.

خفته اند این مهربان همسایگانم شاد در بستر
صبح از من مانده بر جا مشت خاکستر

وای آیا هیچ سر بر می کنند از خواب
مهربان همسایگانم از پی امداد؟
سوزدم این آتش بیدادگر بنیاد
می کنم فریاد ، ای فریاد ، ای فریاد

پ.ن: می خواستم برای غزه ننویسم اما وقتی دیدم اوبامای کثیف بیشترین دغدغه اش سگِ توله اش است و ترس محمود عباس لطمه ندیدن عکا(شهر مقدس بهاییان در اسرائیل) دلم نیامد ساکت باشم

۶ نظر »

  1. نیره غدیری گفت :

    دی ۳۰م, ۱۳۸۷ در ۶:۱۹ ب.ظ

    سلام اینم مثلا آیکون گل

  2. حسن گفت :

    بهمن ۱م, ۱۳۸۷ در ۱۱:۲۵ ب.ظ

    خوب بود

  3. هستی گفت :

    بهمن ۳م, ۱۳۸۷ در ۴:۰۹ ق.ظ

    شعر قشنگی بود.
    در مورد کامنتتم، چیزی نیست که بخوام یا بتونم انکارش کنم! قبولشم دارم. ولی گفتنش راحته، وقتی تو موقعیتش قرار گرفتی، به یاد اوردنش و کنار اومدن با اوضاع خیلی سخت. هرچند بدونی فانیه. هرچند بدونی زودگذره. گاهی خیلی سخت میشه.
    نمیدونم تونستم منظورمو برسونم یا نه!
    دیگه ۴ صبح بیشتر از این ازم بر نمیومد! :دی

  4. یار دانشجویان گفت :

    بهمن ۵م, ۱۳۸۷ در ۴:۲۳ ب.ظ

    سلام و درود
    شعر بسیار زیبایی بود

  5. پنجره گفت :

    بهمن ۶م, ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۲ ق.ظ

    سلام
    ممنون که سر میزنی و ببخشید که دیر اومدم.فصل امتحانات بود و …
    غزه این روزها ذهن من رو هم به خودش مشغول کرده مخصوصا بعد از آتش بس.چی دستشون اومد بعد از این همه جنایت؟؟؟
    موفق باشی
    تابعدآ…

  6. سید مصطفی گفت :

    بهمن ۹م, ۱۳۸۷ در ۳:۱۶ ب.ظ

    سلام
    ” ای فریاد
    صبح از من مانده بر جا مشت خاکستر ”
    راستی باید فریاد کشید از این غم

RSS نظرات این نوشته · آدرس دنبالک

ارسال نظر