درد حسین(ع)

سالهاست که بر در و دیوار دیده ایم که محرم ماه پیروزی خون بر شمشیر است و بعد هم توی تعزیه ها و سوگواره های نمایشی کسانی را نشان داه ایم که غول بی شاخ و مند و امام حسین و عباس و بقیه آن هفتاد دو مرد جمگ نمایان می کرده اند و می کشتندشان و به درک واصلشان می کردند اما من امشب می خواهم از دید دیگری به این حادثه و ماجرا نگاه کنم از یک دیده انسانی و تربیتی.

اگر پیامبر را مجسد تمام صفات الهی بدانیم و ائمه عیهم السلام را همان نور و جلوه پس باید امام هم باید مصداق این آیه شریفه باشد که «عزیز علیه ما عنتم حریص علیکم بالمومنین رئوف رحیم». (بر او سخت است آنچه بر شما ناگوار است. به رشد و تعالی شما حریص است . به مومنان رئوف و رحیم است ) پس امام حسین بایستی جلوه مهربانی خدا به جمیع انسان ها باشد و طبعا از اینکه آنها کشته شوند ناراحت شود و از ضلالت آنها بیش از مرگشان.

حالا با این دید به روز عاشورا نگاه کنید از یک صبح تا بعد از ظهر چه حادثه ای روی می دهد اولین چیزی که به نظر هر شیعه ای می رسد این است که ۷۲ تن از بهترین یاران دین از دست می روند و اهل بیتشان به اسارت می افتند اما به نظر من این درد برای ولی خدا به مراتب گوارا تر از حالت و شقاوتی است که بر سپاه مقابل اتفاق می افتد حسین(ع) می بیند که این قوم با هر ضربه ای که می زنند با هر سنگی که پرت می کنند یک قدم به سمت شقاوت می روند و دارند در درکات آن نزول می کنند و چه غمی برای ولی خدا بیش از این که ببیند که موجوداتی که توانایی رسیدن به آن درجات را داشته اند به این درکات رسیده اند.

اصلا حالت حسین حالت باغبانی است که دارد دختان خشک را قطع می کند و چه غمی می خورد که این درختان که توانایی رشد و باروری داشته اند باید هیزم جهنم شوند .

البته این حرف تنها برای آن روز و آن صحرا نیست این حالت هماره ائمه بزرگ و مهربان ماست که ما را می بینند که داریم خود را خشک می کنیم خود را هیزم جهنم می کنیم می سوزند و خدا نکند که مجبور شوند قطعمان کنند

۱۳ نظر »

  1. حسن گفت :

    بهمن ۲۸م, ۱۳۸۷ در ۱:۳۴ ب.ظ

    خدا آن روز را نرساند… :(

  2. majid گفت :

    بهمن ۲۸م, ۱۳۸۷ در ۸:۱۰ ب.ظ

    جالب بود دوست عزیز

  3. نیره غدیری گفت :

    بهمن ۲۹م, ۱۳۸۷ در ۹:۱۳ ق.ظ

    سلام. درباره سوالتون …. خودشه… درست حدس زدی.
    درباره پست تون هم جمله ی آخرت رو با چه جسارتی گفتی؟ گفتنش هم فاجعه ست…. نمیدونم چه جور فاجعه ای اما فاجعه ست…

  4. علیرضا گفت :

    بهمن ۲۹م, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۲ ق.ظ

    جالب بود فقط تعدادی غلط املایی داشتین

  5. آرمند گفت :

    بهمن ۲۹م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۰۰ ب.ظ

    ممنون از لطفت برادر.
    من خدمتم برای اون بحثی که فرمودین.

  6. نمِ‌نمک گفت :

    اسفند ۱م, ۱۳۸۷ در ۸:۲۶ ق.ظ

    به قول آن بزرگ ! حسین دوبار شهید شد .
    یک بار در کربلا و میدان جنگ
    و یک بار در مجالس عزاداریش
    همین!

  7. سیاهه نویس گفت :

    اسفند ۱م, ۱۳۸۷ در ۴:۵۳ ب.ظ

    سلام.
    مطلبت به دل نشست و بسیار دیدگاه جالبی رو مطرح کرد.اما حس کردم ادبیاتش آشناست و جایی خونده بودمش قبلا.مطلبت تولیدی بود یا نقلی؟

  8. پنجره گفت :

    اسفند ۱م, ۱۳۸۷ در ۱۱:۱۰ ب.ظ

    سلام
    نگاه نو وجالبی بود، این که امام به چشم خود میدید که امت جدش به چه شقاوتی رسیدن…
    از حضورت در وبلاگم ممنون، گفته بودی که این که حق طلاق رو اسلام به مرد داده حتما دلیلی داشته و ازم خواستی که مطالعه کنم و گفتی که خودت هم می پرسی، اگه به جوابی رسیدی حتمآ لطف کن و به من هم بگو چون واقعآ برام جالبه که بدونم، خودم هم در موردش مطالعه می کنم.
    ممنون.
    تابعدآ…

  9. علی محمدپور گفت :

    اسفند ۶م, ۱۳۸۷ در ۱۰:۰۰ ب.ظ

    سلام. کل حرفت دو پاراگراف آخر متن بود که به قول نیره غدیری فاجعه است هم برای ما هم برای امام که او اصلا باورش نمی شود مجبور به بریدن ما شود. البته جای یک چیز را جا گذاشتی و آن اینکه آن ها فقط در صحنه کربلا است که ما را می برند. و قبل از کربلا محل هایی هست که با امام ملاقات می کنیم و در همه این مراحل امام آب و خاکمان می دهد. یا هرس مان می کند، و گاه شاخه های سر به آسمان کشیده مان را می زند تا شاید مثل درخت زیتون و پرتقال از ابتدای تنه دوباره جوانه هایی سر بیرون بیاورند. ولی در کربلا امام از ریشه می کند چرا که حالا نه فقط امیدی به روییدن دوباره نیست بلکه شاخه های خارگونه ی ما فرصت روییدن را از نهال های دیگر هم می گیرد. در این جا است که صحنه کربلا شکل می گیرد تا درخت های خشکیده ای که مانع رشد نهال ها شده اند از ریشه بیرون بیاییند. و در همین صحنه است که باغبان خود را و جانش را و خونش را نثار می کند تا نهال افسرده و بی رمق تاریخ جانی بگیرند و زندگی دوباره به باغ برگردد.

  10. مرضیه خواجه محمود گفت :

    اسفند ۱۰م, ۱۳۸۷ در ۱۰:۱۴ ق.ظ

    سلام

  11. ساحل افتاده گفت :

    اسفند ۱۲م, ۱۳۸۷ در ۱۰:۱۳ ب.ظ

    سلام
    خیلی خوب ارتباط دادید ما رو با …
    اما شنیده ام که امام حسین (ع) در اخرین لحظات عمر شریفشان وقتی که قاتل بر روی سینه مبارکشان نشسته بود او را به بازگشت از این عمل دعوت کردند و فرمودند اگر الان دست بکشی کمکت می کنم.
    امام زمان ما هم همین قدر مهربان و رئوفند اما خدا کند که ما آنقدر ظالم نباشیم و به روایت شما هیزم خشک نشویم!
    التماس دعا

  12. نیره غدیری گفت :

    اسفند ۱۸م, ۱۳۸۷ در ۲:۳۶ ب.ظ

    آپ کنید دیگه..
    هر بار که میام و میبینم آپ نکردین کلی خلقم تنگ میشه

  13. سارا مسعودی گفت :

    فروردین ۱۵م, ۱۳۸۸ در ۳:۳۲ ب.ظ

    سلام برادر گرامی
    کدام گروههای دیگر مخض اطلاع؟؟؟ شما بچه های مجمع را می شناسید عقده ای هایی که سر اردوی اول جتنجال به پا کردند و دختران را به توپ تهمت بستند که چرا اردو مختلط است !!!!!!! شما می شناسیدشان کسانی که به زن فقط یک الت وکلفت نگاه می کنند وبه قول یکیشان هنوز بحث است که زن ایا باید در اجتماع باشد یا نه؟
    هیت محبان ارلضا هم اساسا ا تکرو است ولی جقا اردوهایشان خوش می گذرد البته فقط خوش می گذرد وکار دیگر رخ نمی دهد !! دیگر جه کسانی می مانند؟؟؟؟ الجماه هم که همین بچه هایی هستند که در اردو امدند یا نیامدند خودشان نخواستند.

RSS نظرات این نوشته · آدرس دنبالک

ارسال نظر