به نام خدا
سلام برادر
ناصر آسیابانی هستم
اردوی جنوب با هم بودیم
یادتون هست که…!
فقط اومده بودم سر بزنم و بگم لینکتان کردم
به امید دیدار
راستی تا یادم نرفته سال نو هم تبریک می گم
ان شا’ الله که سال خوبی داشته باشید
یا علی
سلام علیرضا خانِ جان.
عیدت مبارک.ایشالله سال خوبی داشته باشی. فقط بی زحمت قبل از نوشتن «جواب که نه نظرت در این باره»، این مطلب «شهدایی که نمی شناسیم…» رو که امشب نوشتم بخون. اونوقت خواستی بنویسی ما چاکرت هم هستیم. معمولا ارادت داریم./ یا علی
سلام برادر گرامی . ای کاش اینجا یک علامته تیک خصوصی هم داشت!
در مورد مطلب بالایی خیلی از حرفهای شما حق است اصلا ربطی به وبلاگ نویسها هم ندارد شما بگویید مثلا این ! اردوهایی که دانشگاهها می برند ! وهزینه ی یک ملیونی برای پوستر یک دانشگاه درست می کنند! به کجا می رود؟؟؟؟ اصلا برنامه ریزی هست؟؟ بعد که بگویید بابا این راهیان نور بردن اشکال دارد بی برنامه است ! چیزی به آدمها نمی دهد در آنجا آدم باید بار اولش باشد که حسابی برود توی حس مگر نه دفعات بعد همش حرفهای تکراری تکراری تکراری!
اما لحن شما وبعضی قضاوتهای شما نا بجا بود! شما چقدر مسئولیت اجرایی داشتید؟؟ بگذارید بگویم در این مملکتی که همه مدعی هستند!! خیلی ها به خیلی چیزها بها نمی دهند سر یک کار مذهبی برای پیامبر ۲۰۰ تومان لنگ کار میفتی ومجبوری از پول بچه ها هزینه کنی ان وقت برای یک برنامه ی سرود الکی ۲۰۰ تومان می دهند!!! کار اجرایی کردن خیلی سخت است من واقعا به بچه های دفتر تبریک میگویم که همت میکنند وبچه ها را می برند! البته خیلی چیزها اشکال دارد همین جماعتی که می گویید یک جبهه ی متحد باید از همین اردوها شکل بگیرد یا مثلا واقعا چه اشکالی دارد مباحث در جمع دختر پسرهایی که همه اولن دانشجو هستند وجنس مخالف ندیده که نیستند در دانشگاه با جنس مخالف خودشان فعالیت می کنند دوما وبلاگ نویس هستند و وبلاگهای هم را می شناسند چه اشکال دارد مباحث وچالشها در جمع هر دو گروه برگزار شود نه فقط مال پسرها ودخترها.
یک کم ولی بی انصافی کردید یعنی خیلی تند رفتید برادر
سلام.
اتفاقا من در جشنهای پرشین بلاگ شرکت کرده ام ان صمیمتی که می گویید اصلا نیست ! خودشان با خودشان دوستند همیشه هم خودشان می ایند خودشان خودشان را تحویل می گیرند و… !! البته با این احوال با نظر شما هم موافقم انها خروجیشان بهتر از ماست لااقل به اهداف سیاسیشان می رسند ودر همان جشن از ابطحی وابتکار هم دعوت می کنند . وحرفهای سیاسیشان را هم می زنند .
ومی دانم خیلی از گروهها تجربشان را در نت پس داده اند وضعیف عمل کرده اند بهتر نیست خودمان که منتقدیم فکری برای اصلاح این روند بکنیم ؟ شاید دیدن امثال دفتر ویا مجمع باعث شد که مشتاقانه به طرح اقای یک منتظر لبیک بگویم.
اساسا خیلی ها از بودن وبلاگ من مطلع نمی شوند نه پارسال نه امسال چون در لینکها قرار نمی گیرم علتش هم به خود من برمیگردد که همیشه در اخرین لحظات تصمیم می گیرم بروم یا نروم.
علیرضا گفت :
اسفند ۲۰م, ۱۳۸۷ در ۲:۳۶ ب.ظ
یا علی
حمید گفت :
اسفند ۲۱م, ۱۳۸۷ در ۱:۱۴ ق.ظ
سلام
چشمم به انتظار تو تر شد نیامدی
اشکم شبیه خون جگر شد نیامدی
گفتم غروب جمعه تو از راه میرسی
عمرم در این قرار به سر شد نیامدی
حسن گفت :
اسفند ۲۲م, ۱۳۸۷ در ۱۱:۴۵ ق.ظ
آمد…نبودی
نمک گفت :
اسفند ۲۳م, ۱۳۸۷ در ۲:۱۲ ب.ظ
سلام
پیشنهاد میکنم دوستان حتما عکس را کلیک کرده و بزرگش را ببینند
توی ابعاد کوچک خیلی زیباییهاش نشان داده نمیشود
ممنون برادر
همین!
پنجره گفت :
اسفند ۲۶م, ۱۳۸۷ در ۲:۳۲ ب.ظ
سلام
من این شعر رو خیلی دوست دارم…
برای ما که خسته ایم و دل شکسته ایم نه…
ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی…
تابعدآ…
شاهد گفت :
اسفند ۲۸م, ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۴ ب.ظ
سلام علیرضا جان شاطری عزیز.
شناختی؟ عماد مغنیهههههههه…
خواستم عرض ارادتی کنم. همین!
یا علی
ناصر آسیابانی گفت :
اسفند ۲۹م, ۱۳۸۷ در ۸:۱۴ ب.ظ
به نام خدا
سلام برادر
ناصر آسیابانی هستم
اردوی جنوب با هم بودیم
یادتون هست که…!
فقط اومده بودم سر بزنم و بگم لینکتان کردم
به امید دیدار
راستی تا یادم نرفته سال نو هم تبریک می گم
ان شا’ الله که سال خوبی داشته باشید
یا علی
هادی نوری گفت :
اسفند ۳۰م, ۱۳۸۷ در ۱۱:۱۶ ق.ظ
سال نو مبارک
شاهد گفت :
فروردین ۶م, ۱۳۸۸ در ۵:۱۵ ق.ظ
سلام علیرضا خانِ جان.
عیدت مبارک.ایشالله سال خوبی داشته باشی. فقط بی زحمت قبل از نوشتن «جواب که نه نظرت در این باره»، این مطلب «شهدایی که نمی شناسیم…» رو که امشب نوشتم بخون. اونوقت خواستی بنویسی ما چاکرت هم هستیم. معمولا ارادت داریم./ یا علی
سارا مسعودی گفت :
فروردین ۱۲م, ۱۳۸۸ در ۵:۴۵ ب.ظ
سلام برادر گرامی . ای کاش اینجا یک علامته تیک خصوصی هم داشت!
در مورد مطلب بالایی خیلی از حرفهای شما حق است اصلا ربطی به وبلاگ نویسها هم ندارد شما بگویید مثلا این ! اردوهایی که دانشگاهها می برند ! وهزینه ی یک ملیونی برای پوستر یک دانشگاه درست می کنند! به کجا می رود؟؟؟؟ اصلا برنامه ریزی هست؟؟ بعد که بگویید بابا این راهیان نور بردن اشکال دارد بی برنامه است ! چیزی به آدمها نمی دهد در آنجا آدم باید بار اولش باشد که حسابی برود توی حس مگر نه دفعات بعد همش حرفهای تکراری تکراری تکراری!
اما لحن شما وبعضی قضاوتهای شما نا بجا بود! شما چقدر مسئولیت اجرایی داشتید؟؟ بگذارید بگویم در این مملکتی که همه مدعی هستند!! خیلی ها به خیلی چیزها بها نمی دهند سر یک کار مذهبی برای پیامبر ۲۰۰ تومان لنگ کار میفتی ومجبوری از پول بچه ها هزینه کنی ان وقت برای یک برنامه ی سرود الکی ۲۰۰ تومان می دهند!!! کار اجرایی کردن خیلی سخت است من واقعا به بچه های دفتر تبریک میگویم که همت میکنند وبچه ها را می برند! البته خیلی چیزها اشکال دارد همین جماعتی که می گویید یک جبهه ی متحد باید از همین اردوها شکل بگیرد یا مثلا واقعا چه اشکالی دارد مباحث در جمع دختر پسرهایی که همه اولن دانشجو هستند وجنس مخالف ندیده که نیستند در دانشگاه با جنس مخالف خودشان فعالیت می کنند دوما وبلاگ نویس هستند و وبلاگهای هم را می شناسند چه اشکال دارد مباحث وچالشها در جمع هر دو گروه برگزار شود نه فقط مال پسرها ودخترها.
یک کم ولی بی انصافی کردید یعنی خیلی تند رفتید برادر
ساحل افتاده گفت :
فروردین ۱۴م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۳۲ ب.ظ
چه غروب زیبا و دلنشینی….
سراسر دلتنگی است!
سلام
سال نو مبارک
عکسهای هنرمندانه آقای اخلاقی رو قبلا توی خبرگزاری دیده بودم!
سارا مسعودی گفت :
فروردین ۱۴م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۵۷ ب.ظ
سلام.
اتفاقا من در جشنهای پرشین بلاگ شرکت کرده ام ان صمیمتی که می گویید اصلا نیست ! خودشان با خودشان دوستند همیشه هم خودشان می ایند خودشان خودشان را تحویل می گیرند و… !! البته با این احوال با نظر شما هم موافقم انها خروجیشان بهتر از ماست لااقل به اهداف سیاسیشان می رسند ودر همان جشن از ابطحی وابتکار هم دعوت می کنند . وحرفهای سیاسیشان را هم می زنند .
ومی دانم خیلی از گروهها تجربشان را در نت پس داده اند وضعیف عمل کرده اند بهتر نیست خودمان که منتقدیم فکری برای اصلاح این روند بکنیم ؟ شاید دیدن امثال دفتر ویا مجمع باعث شد که مشتاقانه به طرح اقای یک منتظر لبیک بگویم.
اساسا خیلی ها از بودن وبلاگ من مطلع نمی شوند نه پارسال نه امسال چون در لینکها قرار نمی گیرم علتش هم به خود من برمیگردد که همیشه در اخرین لحظات تصمیم می گیرم بروم یا نروم.
یاردانشجوان گفت :
فروردین ۲۴م, ۱۳۸۸ در ۲:۴۷ ب.ظ
سلام و درود بر عکاس و عکس و شما