رفت….
یک سال پیش درست یک سال پیش توی یکی از پاساژهای قم دیدمش نمی دانم من که کلی مذمت می کردم عشاق را چطور در یک نگاه دل بستم او هم انگار، به هم راه داشتیم.
شده بود مخزن اسرار، انقدر جنبه اش بالا بود که نگو؛ مثل یک دریا یود هرچه داشتم توی دلش جا می شد، همه داراییم را در دلش به جا گذاشتم. آنقدر سریع دور خودش می چرخید و طنازی می کرد که دلم را سخت می برد آنقدر سریع که هوا هم از چرخشش به صدا در می آمد.
همراه بود همیشه در محل کار در خیابان حتی گاهی در کلاس درس همراهم بود هم همراه بود هم همدل .
سخت بود و نشکن آنقدر که تمام تکیه ام را داده بودم به او و شده بود همه چیزم اما وفا نکرد از وقتی رفته است دائم این دو بیت را زمزمه می کنم
به خدا حافظی تلخ تو سوگند نشد
که تو رفتی ودلم ثانیه ای بند نشد
با چراغی همه جا گشتم وگشتم در شهر
هیچ کس هیچ کس اینجا به تو مانند نشد
حالا نشسته ام در فراقش و عمر یک ساله از دست رفته ام را می نگرم امری که به پای یک فانی گذاشته شد لعنت به هرچه فانی است.
او حالا دیگر نیست دعا کنید تا خبر از او برسد.
علیرضا گفت :
اردیبهشت ۲۱م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۲۱ ب.ظ
احتمالا یک فلش گوگولی مگولی خوشگل که باید فرمت شه یا میخوای یهدونه نوشو بخری
حالا به عشاق فحشم میدی
————————————-
پاسخ علیرضا:
سلام
حق عشاق همان فهش است کسی که توی پاساژ دل ببندد هم سزایش همین است
یا علی
سید مهدی حسینی گفت :
اردیبهشت ۲۲م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۳۷ ق.ظ
سلام
درکت میکنم
رنگ رخساره خبر میدهد از سر درون
“ادارات شان خبرنگار را در چه میدانند؟؟؟” در درد و دلهای خبرنگاری
قضاوت با شما……
———————————-
پاسخ علیرضا:
سلام مهدی
درد کشیده ای می فهمی در فراق چیست
یا علی
گام اول گفت :
اردیبهشت ۲۲م, ۱۳۸۸ در ۸:۲۵ ق.ظ
با درود
در مرام ما نیست رسم، ترک دوست
عهد با هر کس ببندیم…
چرک نوشت هایت را با این که اندکند (شاید هم برای ما غریبه ها کم است) به هوای پاک نوشت میخوانم و حالا فکر میکنم یک هارد اکسترنال پاسپورتی یک ترا بایت با آن همه اطلاعات خبر نگاری،اگر از دست برود، وااااای!
در ظمن با نقد عشق و هر چه عاشقی فانیست حالی کردیم!(طنزی تلخ)
“تا یادمان نشده ایام سوگ اهل بیت تسلیت باد”
————————————
پاسخ علیرضا:
سلام بر هادی یساقی گل مشهدی
خوبی خوشی
آقا این نوشته ها از بیخ که چرک نبودند مصدرشا خرابش کرده
یا علی
اراذل و اوباش همکار(هم دفتر) گفت :
اردیبهشت ۲۲م, ۱۳۸۸ در ۷:۰۷ ب.ظ
خیلی هم خوب شد که اون هارد یک ترا بایتیت سوخت
بلکه تو از الافی در بیای و دل بدی به کار
مثال اون هارد یک ترا بایتی که با عکسای یک عکاس بدبخت اخراجی و فیلم های مزخرف تو مجانی فیلم ده بدبخت( چقد گفتم مجانی نده) و اون آرشیو خبرگزاری دره پیت آباد فارس که …ده شد تو احوال رئیس قمیش مانند شکم گنده خودت بود که هرچی توش میریختی پر نمی شد
امیدوارم که هارد ۱۰۰۰ ترا بایتی دلت نسوزه
از طرف دوستان تو …… عزیز
————————————
پاسخ علیرضا:
سلام
این پیام بالا را جمعی از خبرنگاران محترم قمی نوشتند البته با کمی بی تربیتی من هم یک نمه اصلاحش کردم(به قدر ضرورت)
ز فراز بام هاشان شاد
دشمنانم موذیانه خنده های فتحشان بر لب
بر من آتش به جان ناظر
در پناه این مشبک شب
همچنان می سوزد این آتش
نقشهایی را که من بستم به خون دل
برسرو چشم در دیوار
در شب رسوای بی ساحل
وای برمن سوزد وسوزد
غنچه هایی را که پروردم به دشواری
در دهان گود گلدانها ، روزهای سخت بیماری
علی محمدپور گفت :
اردیبهشت ۲۲م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۴۴ ب.ظ
سلام. میبینم دشمنان به ظاهر دوستت در عزای تو سخت میخندند و کمی مانده لاشه ی سوخته هاردت را بر سر در محل کار نصب کنند تا سوز دلت را زیاد کنند و داغ دلت را تازه تر. از این نترس که چیزی از دست دادی از این بترس که در دنیای الکترونیک چطور یک هارد می تواند گرگها را از پوستین گوسفند بیرون بیاورد. …. در کل خیلی جدی نگیر.. پوستت را در بیاور و در آینه نگاه کن آنوقت متوجه می شوی هادر یکی از بچه ها سوخته و تو از جلدت بیرون افتادی …………….. ناراحت نشو هممون در جلدیم و پوستین
——————————-
پاسخ علیرضا:
سلام بر علی عزیزم
خیلی حال داد به ما نظرت خدا خوشحالت کند
حسن گفت :
اردیبهشت ۲۴م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۰۲ ق.ظ
چی گم کردی حالا؟