رهبری و حمایت از احمدی نژاد

khamenei-tanfiz-88-2-010

این موضوع که چرا رهبری انقلاب از کسی مانند احمدی نژاد دفاع می کند که ایرادات فراوان در اجرا و مدیریت کشور دارد و به لحاظ شخصی تا حد بسیار زیادی خود رای است یکی از موضوعاتی است که بسیاری از طرفداران ایشان را دچار شک و بعضا منتقد ایشان کرده است.

اما باز کاوی دلایل این دفاع یک ضرورت است که بسیاری به خاطر عافیت طلبی و برخی برای پوشاندن حقیقت از ان سر باز می زنند.

پس پایان جنگ و ارتحال امام و به دست گرفتن زعامت کشور توسط آیت الله خامنه ای کشور دارای یک فضای سنگین متاثر از جنگ بود فضایی که در آن لطمات وارده بر پیکره ی جامعه پس از هشت سال دفاع احتیاج به التیام و ترمیم داشت.

دولت اول اکبر هاشمی رفسنجانی در این دور بر روی کار آمد.

دولت هاشمی بیشتر یک دولت اجرایی بود تا انقلابی، دولتی که معتقد بود ابتدا باید کشور ساخته شود و بعد عدالت در آن اجرا شود.

در طول هشت سال اول ریاست هاشمی بر جمهوری اسلامی این عقیده باعث شد یه فضای کشور یک فضای صرفا سازندگی شود و عدالت به طور عمده نادیده گرفته شود. البته این نادیده گرفتن عدالت همراه با نوعی ایجاد فضای آزاد لیبرال بود که شخص هاشمی تمایل به آن جریان داشت.

گسترش موسقی، عدم اهتمام به قشر محروم جامعه، نشر برخی کتب نامناسب برای دوره، و ایجاد فرهنگ اشرافی گری و مصرف گرایی از ویژگی ها و تبعات این دوره بود.

پس از دوره هاشمی و به علت عدم وجود آزادی های اجتماعی و مدنی در طول دوران ریاست جمهوری هاشمی فضای جامعه احتیاج به فردی داشت که این نوع آزادی ها را گسترش دهد.

این نیاز اجتماعی و نوع اداره کشور توسط هاشمی منجر به عدم انتخاب ناطق نوری که کاندیدای راست سنتی (جناح حامی هاشمی) شد و سید محمد خاتمی به ریاست جمهوری اسلامی ایران رسید.

دوره خاتمی به لحاظ سیاست های اقتصادی ادامه دولت هاشمی بود تا جایی که برخی تیم اقتصادی وی را همان تیم اقتصادی هاشمی می دانند.

تفاوت میان دولت هاشمی و خاتمی نوع نگاه به آزادی های اجتماعی و فرهنگی بود که علت اصلی انتخاب سید محمد خاتمی با رای بالای ۲۲ میلیون نفری در ۲ خرداد ۱۳۷۶ شد.

در طول هشت سال اداره کشور توسط جریان موسوم به اصلاحات و به نمایندگی از آن محمد خاتمی آزادی مطبوعات و بسیاری از آزادی ها اجتماعی به شکلی نا موزون گسترش یافت و کار بدان جا رسید که در روز نامه های کشور به هنجار ها و اعتقاد های پذیرفته شده مردم توهین شد.

در این دوره برخی فعالیت ها توسط لایه زیرین دولت جهت سکولار کردن حکومت و حتی به حاشیه بردن رهبری انجام شد. تا جایی که بسیاری از افراد معتقد به اصل انقلاب و و لایت فقیه از تلاش همواره این جریان در طول هشت سال برای برگزاری رفراندوم قانون اساسی برای برچیدن اصل ولایت فقیه از قانون اساسی سخن می گویند.

گسترش بیرویه موسقی در فضای جامعه، تشدید اختلاط دو جنس دختر و پسر در دانشگاه و همچنین برخی برنامه ها در جهت برابری زن و مرد (کنوانسون حقوق زنان) را می توان از اقدامات این لایه سکولار دولت دانست.

البته شخص خاتمی هم با نگاه لیبرالی که داشت به این جریان دامن می زد. حال آنکه این جریان تندروی حاکم بر دولت هفتم و هشتم در اواخر دوره هشت ساله اصلاحات گذر خاتمی را مطرح کرد و وی را سد این راه می دانست.

در اواخر این دوران جریانی با عنوان اصول گرایی به راه افتاد که شعار اساسی آن بازگشت به اصول اولیه و مبانی انقلاب بود. فتح یک یک انتخابات های مختلف این جریان از انتخابات دور دوم شورای شهر تهران شروع شد.

انتخاب شورای شهر اصول گرا و انتخاب احمدی نژاد به عنوان شهردار این شورا اولین گام اصول گرایان در راه خدمت به مردم بود و این خدمت به ظاهر بی منت چیزی بود که مدت ها از یاد مسئولین رفته بود.

شاید بتوان اقدامات مناسب شهرداری تهران و عمل کرد نامناسب جناح اصلاح طلب و ژیوند این جریان با غرب(لااقل از دید بخش مذهبی و سنتی جامعه) عامل پیروزی این جناح اصول گرا در انتخابات مجلس شورای اسلامی شد.

انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری کارزاری میان دو طیف فعال سیاسی داخل نظام بود که از هر طرف افرادی برای این پست کاندیدا شدند.

در میان این افراد دکتر محمود احمدی نژاد با شعار های سالهای اول انقلاب به میان میدان آمد و توانست رای بخش قابل توجهی از عوام جامعه و بخشی از طیف مذهبی را به خود جذب کنند.

شعار هایی که بسیاری از آن ها اگرچه هیچ گاه اجرایی نشد اما توانست توجه بخش عمده ای از جامعه را به مسائلی نظیر عدالت ، مستضعفین، حمایت از مستضعفثن جهانی و مبارزه با استکبار جلب کند.

رهبری نظام که در طول ۱۶ سال پس از جنگ و ریاست جمهوری خود و وفات امام این شعار ها را زنده شده یافت علاوه بر حمایت مرسوم از رئیس دولت نهم به حمایت ویژه از این جهت گیری دولت پرداخت.

این حمایت رهبری و اصرار دولت بر شعار(صرفا شعار) های انقلاب باعث شد که در دوره دهم یکی از شعار های مطرح هر چهار کاندیدا بازگشت به اصول انقلاب و امام باشد.

اگرچه حمایت رهبری از یک رئیس جمهور به این شکل مرسوم نبوده است اما باید پذیرفت که شخص ولی فقیه به عنوان پاسدار اصول انقلاب اسلامی و ارزشهای دینی است و عنوان شدن این ارزشها در سطح دولت را برای انقلاب اسلامی ذی قیمت می داند.

۱۰ پاسخ ها

  1. حسن می گوید :

    کلی مقدمه چیدی و اصل مبحث رو چپوندی در یه پاراگراف. خیلی جای کار بیشتری داره به نظرم.

  2. سید مهدی حسینی می گوید :

    سلام
    “فوتبال کثیف در درد دل‌های خبرنگاری”
    این چه معرفیه برای من نوشتی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  3. یک نیمه آشنا می گوید :

    جالب بود اما نیمه یک طرفه بود ……

    در مورد ایمکه کدوم دولت خوب بوده یا کدوم بد نمیشه قضاوت کرد هر کدوم تو یک مواردی قوی تر هستم ….
    اما در مورد دوولت آخر و وز اینو باید قبول کنیم که دولت به نام قشر فقیر شعار میده اما در کنارش فشر قوی قوی تر و ضعیف ضعفتر میشه به راحتی میشه این مساله رو در جامعه دید که طبقه متوسط جامعه در این مدت دارن تبدیل میشن به طبقه ضعیف با شکهای اقتصادی که به ملت از طرف دولت وارد میشه اون بخش قوی تحمل میکنن اما بخش ضعیف که تنها با شعار حمایت از اونا ایم کار انجام شده برای قوی تر شدنشون روز به روز ضعیفتر میشن اما نمی دونن که شعار دورسته یا روند پیش رو اکسرا احساس می کنن که دوچار توهم هستن چون هدف و شعار بر عکس این قضیعه پیش رویه …

  4. arsh می گوید :

    در مورد حرف گفته شده با شما موافقم اما من توی این بحث دنبال این نبودم که ایرادات دولت احمدی ن‍ژاد رو بشمرم که برای اون نیاز به مثنوی هفتاد من کاغذ هست منظورم من توی این مطلب این بود که ببینیم رهبری در چه فضایی از احمدی نژاد حمایت می کنه و در برابر چه نوع جریانی.
    یا علی

  5. arsh می گوید :

    حسن اصلا مقدمه ها اصل مطلب هستن اگه مقدمه فهم بشه به طور طبیعی خواننده متوجه می شه که چرا رهبری از احمدی نژاد حمایت کرده و نیاز به همون یه ژاراگراف هم نیست

  6. سیدمصطفی می گوید :

    سلام…منم طلبه ام و با افتخار شما رو لینک کردم…

    ……….علی یارت

  7. بهنام می گوید :

    نه عزیزم دلیل اصلی حمایت خامنه ای از احمدی نژاد اینه که خامنه ای هیچ جایگاهی در بین دانشگاهیان ، حوزه و جامعه ندارند و با تقویت سرداران جنگ ندیده سپاه (طیف طرفدار احمدی نژاد) سعی در حفظ موقعیت خود دارند.

  8. لقمرو دور سرت نچرخون می گوید :

    چرا خودمونو گول میزنیم احمدی شجاع باهوش و با تدبیره.
    من این فرد شجاع باهوش و با… را به ریاست جمحوری اسلامی ایران منسوب میکنم
    اگه بخوایم رهبری رواز محمود جدا کنیم نمیشه این حرفا لازم نیست نیست.
    اقا علیرضا اگه بخوای رهبری رو قبول داشته باشی اما حرفاشو نه جور در نمیاد.
    رهبر با کسی تعارف نداره یه حرفی رو میزنه وقتی میگه فلان کس فلان جوره از اعماق قلبشه مگر اینکه بگیم رهبری اشتباه کرده یا اینکه تو تو این مدت اشتباه به ساختمان مغزت شکل دادی.
    چشمها را باید شست جور دیگر باید دید.
    در باره شخصیت احمدی تحقیق کن تا چقدر از زندگی نامه احمدی میدونی چقدر با اخلاقیاتش اشنا هستی.
    ببین یه زمون دکتر بهشتی از نظر بچه اخوندا دروغ گو قدرت طلب وبی تدبیر بود تو یادت نمیاد از اونایی که یادشون میاد بپرس.الان چیه.
    امیدوارم نوشتمو سانسور نکنی.
    یا علی

  9. میترا بیات می گوید :

    احمدی نژاد هم اشتباهاتی دارد
    هیچ کس ۱۰۰% نیست

  10. arsh می گوید :

    سلام
    من درباره شخصیت دکتر احمدی نژاد داوری نکردم رفتارش رو تحلیل کردم
    رهبری هم با هیچ کسی عقد اخوت نداره اگه کسی اشتباه می کنه خودش مسئوله
    دلیل حمایت رهبری رو هم گفتم
    السلام علی من التبع الهدی

دیدگاهتان را بگزارید

توجه کنید : مدیریت نظر ها فعال شده و ممکن است با تاخیر نمایان شود .لازم نیست دوباره ارسال کنید .