مرداد ۵م, ۱۳۸۷ در ۷:۱۷ ب.ظ
(ادب نامه)
سردار شکست خورده مورچه را میدید که دانهای چند برابر خودش را به زحمت به بالای دیوار میکشد. اندیشید: چه کار دشواری؟!
هرچه منتظر ماند تا دانه از دهان مورچه رها شود و بیفتد تا دوباره تلاش کند؛ نیفتاد به ناچار با انگشت مورچه ودانه را انداخت. هفتاد بار انداخت و وقتی از اراده و پشتکار مورچه درس گرفت، مورچه را له کرد؟!
____________________________________
این اولین مینی مالاست که منتشر می کنم مینی مالی از مهدی کفاش دوست عزیزم و برادر بزرگتر و شاید …. ام
باشد تا علل ننوشتنم را هم بنویسم
۲ نظر
تیر ۲۹م, ۱۳۸۷ در ۴:۱۰ ب.ظ
(جامعه نامه)

دیروز خسرو شکیبایی مرد. این خبری بود که خیلیها و حتی خود شکیبایی را هم شوکه کرد خیلی ها را غمزده و خیلی ها هم با به …مم از کنار این موضوع رد شدند اما این بهانه ای شد برای من تا از مرگ بنویسم.
مردن به خودی خود بد نیست من خودم بار ها آرزوی مرگ کردم یا حتی بالاتر از آن به فکر انتحار افتادم. خواندن دنبالهی این نوشته »
۸ نظر
تیر ۲۸م, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۶ ب.ظ
(عکس نامه)
سِرّ نی در نینوا می ماند اگر زینب نبود***کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود
چهره سرخ حقیقت بعداز آن توفان رنگ***پشت ابری از ریا می ماند اگر زینب نبود
چشمه ی فریاد مظلومیّتِ لب تشنگان***در کویر تفته جا می ماند اگر زینب نبود



از روزی که وبلاگ رو باز کردم قصد کردم که مناسبتهای اهل بیت رو گرامی بدارم ولو بلغ ما بلغ
عکس از احمد وحید مقدم است که نمی شناسمش اما آینده روشن منتشرش کرده است.
باقی عکس ها را در خبرگزاری آینده روشن ببنید
۳ نظر
تیر ۲۶م, ۱۳۸۷ در ۶:۲۷ ب.ظ
(عکس نامه)
یا علی نامت ثبوت قل هو الله احد *** نام تو نقش نگین امر الله الصمد
لم یلد از مادر گیتی ولم یولد چو تو *** لم یکن بعد از نبی مثلت لهو کفوا احد

باقی عکس ها رو در سایت خبرگزاری آینده روشن ببینید.
در انتها
—————————————————
باید اشاره کنم که از کپی کاری متنفرم اما ترسیدم بخوام از امیرالمومنین بنویسم و ترجیه دادم فقط یه دو بیتی رو که خیلی دوست دارم به همراه عکسی که توسط دوست عزیزم حاج آقا محمد صادق جباریان گرفته شده و توسط خودم منتشر شده رو به هم بدوزم و این بار پاک نویس کنم
۳ نظر
تیر ۱۳م, ۱۳۸۷ در ۵:۵۲ ب.ظ
(سیاست نامه)

بازی با کلمات ۲ (به بهانه روز زن)
دنیای واژهها دنیای عجیب و پر راز و رمزی است. مدلولها گاهی عوض میشود و معنای دالهای زبانی را وسعت میبخشند.
انگار دیگر دنیای زبان دنیای جولان ادبیات نیست. به این جهان قرار نیست چیزی اضافه شود. هرچه هست ثابت است و فقط معناست که تکثیر میشود.
هرقطعه در این پازل ثابت هستی فقط تکثیر میشود و در ترکیبی جدید، شدنی جدید، معنایی جدید و صورتی جدید مییابد. در علوم تجربی هم همین است، هرچه هست ثابت است و این ترکیبهاست که عوض میشود. خواندن دنبالهی این نوشته »
۸ نظر
تیر ۱۳م, ۱۳۸۷ در ۴:۳۷ ب.ظ
(آخوند نامه)
دوستی تعریف می کرد ۲-۳ سال پیش دختر دانشجویی که پدر شیعه و مادر سنی داشت؛ توی کلاس معارف اراجیف و توهین هایی رو نسبت به اهل تسنن محترم کشورمون از زبان استاد آخوند معارف می شنوه ،دختر هم که بالاخره وابستگی داشته به این مردمان شریف می رنجه و شاکی میشه و پر از سوال که این چه دینی است که همش دوتا فرقه و دسته اش با هم مشکل دارند . خواندن دنبالهی این نوشته »
۱۲ نظر