دی ۱۱م, ۱۳۸۷ در ۲:۳۲ ق.ظ
(دستهبندی نشده)
و باز هم روز های اول یک ماه خوب و وعده ای یه باز به خدا می دهیم که این بار دیگر می شود که این بار دیگر آدم می شویم و باز محرم با شبهای خوبش که آدم را گوشه نشین یک هیئت می کند و زانویی در بغل و اشکی به چشم اشکی که هر قطره اش آتش جهنم را خاموش می کند .
قصد دارم هر روز یک دو بیتی یا رباعی در باره حضرت عباس منتشر کنم اولی اش از فاضل نظری است شعری که به نظرم شاهکار است: خواندن دنبالهی این نوشته »
۱۴ نظر
دی ۵م, ۱۳۸۷ در ۱:۳۰ ق.ظ
(دستهبندی نشده)
الان که انگشت هایم را روی کیبورد می کوبم تا این نوشته را بنویسم می ترسم کیبورد بشکند یا یهو همه چیز بهم بریزد. چرا؟ چون کسی مثل من می خواهد در باره کسی بنویسد که به معنی واقعی قطب عالم است مرکز ثقل عالم است اصلا همه دلخوشی عالم است . و البته که جرات و جسارت ندارم که در باره خودش بنویسم می خواهم در باره رابطه و بستگی و نسبت ما با او بنویسم. خواندن دنبالهی این نوشته »
۵ نظر
آذر ۲۵م, ۱۳۸۷ در ۱:۴۶ ب.ظ
(دستهبندی نشده)
این روز ها حال روزم طوری است که اگر بنویسم برای خودم دردسر می شود پس به شعری از خلیل جوادی که انگار سخت هم درد من بوده است بسنده می کنم.
باز بـــوی باورم خـــــاکستریست
صفحه های دفتــرم خاکستریست
پیش از ایــنها حـــال دیگر داشـتم
هرچــه میگفتند بـــــاور داشــتم خواندن دنبالهی این نوشته »
۸ نظر