تیر ۳۱م, ۱۳۸۹ در ۶:۰۵ ب.ظ
(دستهبندی نشده)
چند روز پیش در وبلاگ نیوز خبری کار شده بود با این عنوان در جنگ سایبری به هر وسیلهای که میتوانید متوسل بشوید قبلا از خواندن تصور بر این بود که تیتر نادرست زده شده و منظور گوینده استفاده از همه ابزرا مدرن بوده اما وقتی خبر را خواندم….
در جریانات اخیر شبیه این جمله را از بسیاری از دوستان به اصطلاح مذهبی شنیده بودم اما شنیدن این جمله از زبان یک عالم دینی نوبر است.
یکی از ویژگی های شیعیان در جنگ های خود عدم استفده از را ه کار های غیر دینی یا حتی به قول دوستان حرام ضد دینی است حال مشخص نیست چه بداعی حاصل شده است که امام مجعه مشهد به خود اجازه داده حرام خدا را حلال کند.
شاید یکی از نمونه های عدم اعمال خلاف مروت(حتی نه خلاف اخلاق) در جنگ ها نبست آب از سوی لشگر امیرالمومنین علی (ع) در جنگ صفین بر روی لشگر معاویه بود که شاید اگر دوستان فرمانده این لشگر بودند نه تنها آب را می بستند که آن را مسموم نیز می کردند اصلا شاید علی (ع) عتاب می کردند یا علی تو جنگ نمی دانی الان جنگ است صلح که نیست مروت به خرج می دهی!!
این حرف آیت الله علم الهدی در حالی است که هم عمل حرام باعث افساد در جامعه می شود هم معنویت خود فرد خاطی را تحت شعاع قرار می دهد که دقیقا تنها سنگر رزمندگان جنگ نرم در مقابلهجمه وسیع بر ضد نظام است که به گفته رهبری عزیز انقلاب جنگ نرم جنگ معنویت است در این جنگ معنویت های شما مورد هدف دشمن است.
معلوم نیست اگر ایستادگی بر روی حلال و حرام خدا و حفاظت از دین الهی در جنگ نرم مهم نیست پس چه فرقی میان جریان سبز و جریان به اصطلاح حزب اللهی است.
حلال محمد، حلال الی یوم القیامه و حرام محمد حرام الی یوم القیامه
………………………………………….
پ .ن ۱: حسن توصیه کرد به نگفتن و هم نزدن این ماجرا اما به نظرم عدم مقابله با جریان انحرافی مهم تر از ایستادن در مقابل جریان مهاجم است.
پ.ن ۲: رهبری انقلاب مظلوم است به صد علت و همین متن بالا و سخنان امام جمعه محترم.
پ.ن ۳: این متن عجولانه و سرسری نوشته شده است و امکان خطای ویرایشی و املایی در آن زیاد است به بزرگی خدا ببخشید.
یک نظر
خرداد ۱۰م, ۱۳۸۹ در ۳:۵۱ ب.ظ
(دستهبندی نشده)
دخترک اواخر انقلاب تظاهرات می رفت، حالا که انقلاب پیروز شده بود، خیلی دلش می خواست امام خمینی را ببیند. کلی دست به دامن این و آن شد تا راضی شدند ببرندش قم امام را ببیند.
دست مادرش را گرفته بود و به سمت پاسدار ها می رفت، نمی شد به در فیضیه نزدیک شد، کلی اسم آوردند و پارتی تراشیدند تا رفتند دم در ایستادند.
صحنه های دیدار کوتاهش با امام را هیچ وقت نمی توانست فراموش کند امام از بنز پیاده شد و رفت به سمت در فیضه جلو آمد و سلام کرد امام هم با لبخند جواب داد همین.
***

تازه از جبهه برگشت بود شهرشان، گفتند قرار است قرعه کشی کنند از بین بچه های جهاد برای دیدار امام، از بین ۵۰ نفر انتخاب شد .
به جماران رسیدند سر بالایی را بالا امدند و داخل حسینیه شدند و به انتظار نشستند هرگز فراموش نمی کرد اولین لحظه ورود امام را، از در وارد شد و جمعیت موج می خورد توی حسینیه و دستی که برای جماعت مشتاق تکان داده می شد.
***
تازه از حرم آمده بودند بعد از نماز صبح رفته بودند برای امام دعا کنند تلوزیون اعلام کرد: روح بلند به ملکوت اعلا پیوست.
لبخند دم در فیضیه و دست تکان دادن بالکن حسینیه یا آوری شد و گریه آرام مرد و زن که کم کم اوج می گرفت با گریه دو کودک همراه شد…حالا ۸ چشم می گریستند.
***

قرار بر این شد که مرد برود تهران برای آخرین دیدار امام.
قدم های مرد به سختی به جلو می راندش ..مصلی که نه، زمین های آماده شده برای مصلی تهران و یک مکعب شیشه ای و پارچه ی سفید و عمامه سیاه آخرین دیدار مرد شد.
***
مرد برگشت قرار شد زن برود برای تشییع ..بهشت زهرا پر بود از مرد ها و زن های عزا دار خاکی غم توی نگاه همه موج می زد شلوغ بود و صدای همهمه شدید.
آخرین صحنه برای زن شد هلیکوپتری که اوج می گرفت به سمت آسمان و پارچه سفیدی که بر روی دست های باد تکان می خورد.
……………………………..
پ.ن: به دعوت حسن در بازی که هابیل عزیز شروع کرد شرکت کردم خدا هردو را خیر دهاد
پ.ن۲: به رسم بازی های وبلاگی علی محمد پور ، هادی ذاکری ، مختش ، علیرضا را دعوت می کنم که یک خاطره از خود یا اقوامشان را درباره امام خوبی ها بنویسند.
پ.ن۳: این ماجرای بالا واقعی است.
۹ نظر
خرداد ۸م, ۱۳۸۹ در ۶:۰۰ ب.ظ
(دستهبندی نشده)
چند روز پیش سردار جوانی میهمان ما بود در دانشگاه مفید جلسه که تمام شد فرصت را مغتنم دیدم که گپی با معاون سیاسی سپاه بزنیم از هر دری گفتیم و درد دل کردیم بخشی از این درد دل دردل های ما از وضعیت مسدود سازی سایت های ارزشی بود که مناسب دیدم منتشر بشوند. خواندن دنبالهی این نوشته »
یک نظر
دی ۲۴م, ۱۳۸۸ در ۷:۱۴ ق.ظ
(دستهبندی نشده)

این موضوع که چرا رهبری انقلاب از کسی مانند احمدی نژاد دفاع می کند که ایرادات فراوان در اجرا و مدیریت کشور دارد و به لحاظ شخصی تا حد بسیار زیادی خود رای است یکی از موضوعاتی است که بسیاری از طرفداران ایشان را دچار شک و بعضا منتقد ایشان کرده است.
اما باز کاوی دلایل این دفاع یک ضرورت است که بسیاری به خاطر عافیت طلبی و برخی برای پوشاندن حقیقت از ان سر باز می زنند. خواندن دنبالهی این نوشته »
۱۰ نظر
آذر ۱م, ۱۳۸۸ در ۲:۴۷ ق.ظ
(دستهبندی نشده)
تنها به تیغ ختنه، مسلمان نمی شوید
جز سپاه شاه شهیدان نمیشوید
وقتی اویس غرق بخونست و ساکتید
عمرا ز نسل حضرت سلمان نمی شوید خواندن دنبالهی این نوشته »
۱۲ نظر
آبان ۲۷م, ۱۳۸۸ در ۲:۰۶ ب.ظ
(دستهبندی نشده)
چند وقت است که در کشور یمن دارند شیعیان را سلاخی می کنند کشتار شیعیان یمن
اصلا به هم ریختم از دیدن این عکس ها ، یعنی ما انقدر پست شدیم که به خاطر روابط با یک مشت سعودیه کثافت چشم از خون یک عالمه شیعه ببندیم.
اصلا شیعه هیچ ما که برای سنی های فلسطین هر روز داد می زنیم امروز چمان شده که از خون این همه مظلوم می گذریم؟ خواندن دنبالهی این نوشته »
۴ نظر
آبان ۱۲م, ۱۳۸۸ در ۷:۲۹ ب.ظ
(دستهبندی نشده)
مدت هاست که این موضوع دوستان طرفدار رهبری را آزار می دهد که چرا احمدی نژاد هر جا کم می آورد فوری خودش را پشت رهبری قایم می کند اما وقتی رهبری دستوری می دهد آن را …..
چند روز پیش یک صوت از اینترنت دانلود کردم که سخنان قالیباف بود راجع به همه چیز و بیشتر را جع به احمدی نژاد تعریف می کرد که سر انتساب اولین بار مشایی در میراث آقا دستور دادند که این کار را نکن و احمدی نژاد با کمال بی توجهی این کار را کرد .
اما قصه تیتر چیز دیگری است قصه ، قصه یک بچه نا خلفی است که فقط وقتی پول لازم دارد یا گند زده می آید پیش پدرش و می شود یک پسر خوب و ولایت پذیر اما وقتی پدر امری می کند به هیچ حساب نمی کند آن را خواندن دنبالهی این نوشته »
۱۱ نظر
مهر ۲۵م, ۱۳۸۸ در ۵:۳۱ ب.ظ
(دستهبندی نشده)
جشنواره و نمایشگاه رسانه های دیجیتال بعد از ۱۱ روز فراز و نشیب به کار خود پایان داد و مدعوین و شرکت کنندگان برای جشن اختتامیه به تالار وحدت تهران رفتند که البته حاشیه هایی داشت که در زیر می خوانید.
ساعت ۶ و ۳۰ دقیقه دم درب تالار در به در دنبال یک مسئول آشنا هستیم که به ما کارت دعوت بدهند البته قرار بر این بوده که برگزیده ها دعوت شده باشند اما شبیه تمام قرار های قبلی …. .
ساعت ۷ هنوز منتظر سردبیر گرامی هستیم که از نیم ساعت پیش دائم وعده می دهد که تا ۵ دقیقه دیگر می رسد اما هزار وعده خوبان یکی وفا نکند. خواندن دنبالهی این نوشته »
یک نظر
مهر ۲۲م, ۱۳۸۸ در ۳:۴۸ ق.ظ
(دستهبندی نشده)
اگر مرد بودیم
اگر فقط یک جو مرد بودیم
اگر ۱۱۴۰ و اندی سال فقط حرف نمی زدیم یکم به این تن لشمان تکان می دادیم
امروز حریم انوار این شکلی نبود خواندن دنبالهی این نوشته »
یک نظر
شهریور ۱۹م, ۱۳۸۸ در ۵:۰۳ ب.ظ
(دستهبندی نشده)
وقتی سنگین پا به زمین می کشی و دوباره خجلی از این که با او چشم در چشم شوی
وقتی حس روز کارنامه را داری و وقتی که تجدید که نه رفوزه شده ای
وقتی طبق معمول قولت را شکسته ای
وقتی که توی راه هم به زور دست از گناه بر می داری و حتی گاهی بر نمی داری
وقتی که … خواندن دنبالهی این نوشته »
۱۰ نظر