<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="0.92">
<channel>
	<title>چرك نوشت هاي يك بچه آخوند</title>
	<link>http://cherknevesht.ir</link>
	<description>پرسیدم از طبیبی احوال دوست گفتا     فی بعدها عذاب فی قربها السلامه</description>
	<lastBuildDate>Thu, 22 Jul 2010 14:35:34 +0000</lastBuildDate>
	<docs>http://backend.userland.com/rss092</docs>
	<language>fa</language>
	<!-- generator="WordPress/3.0" -->

	<item>
		<title>یا علی تو هم اشتباه کردی آب را نبستی</title>
		<description><![CDATA[چند روز پیش در وبلاگ نیوز خبری کار شده بود با این عنوان  در جنگ سایبری به هر وسیله‌ای که می‌توانید متوسل بشوید قبلا از خواندن تصور بر این بود که تیتر نادرست زده شده و منظور گوینده استفاده از همه ابزرا مدرن بوده اما وقتی خبر را خواندم&#8230;. در جریانات اخیر شبیه این جمله [...]]]></description>
		<link>http://cherknevesht.ir/1389/04/%db%8c%d8%a7-%d8%b9%d9%84%db%8c-%d8%aa%d9%88-%d9%87%d9%85-%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d8%a8%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b1%d8%af%db%8c-%d8%a2%d8%a8-%d8%b1%d8%a7-%d9%86%d8%a8%d8%b3%d8%aa%db%8c/</link>
			</item>
	<item>
		<title>چهار دیدار از نگاه چهار چشم</title>
		<description><![CDATA[دخترک اواخر انقلاب تظاهرات می رفت، حالا که انقلاب پیروز شده بود، خیلی دلش می خواست امام خمینی را ببیند. کلی دست به دامن این و آن شد تا راضی شدند ببرندش قم امام را ببیند. دست مادرش را گرفته بود و به سمت پاسدار ها می رفت، نمی شد به در فیضیه نزدیک شد، [...]]]></description>
		<link>http://cherknevesht.ir/1389/03/%da%86%d9%87%d8%a7%d8%b1-%d8%af%db%8c%d8%af%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%da%86%d9%87%d8%a7%d8%b1-%da%86%d8%b4%d9%85/</link>
			</item>
	<item>
		<title>گفت و شنود صمیمی با معاون سیاسی سپاه</title>
		<description><![CDATA[چند روز پیش سردار جوانی میهمان ما بود در دانشگاه مفید جلسه که تمام شد فرصت را مغتنم دیدم که گپی با معاون سیاسی سپاه بزنیم از هر دری گفتیم و درد دل کردیم بخشی از این درد دل دردل های ما از وضعیت مسدود سازی سایت های ارزشی بود که مناسب دیدم منتشر بشوند. من: سردار [...]]]></description>
		<link>http://cherknevesht.ir/1389/03/%da%af%d9%81%d8%aa-%d9%88-%d8%b4%d9%86%d9%88%d8%af-%d8%b5%d9%85%d9%8a%d9%85%d9%8a-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%d8%b9%d8%a7%d9%88%d9%86-%d8%b3%d9%8a%d8%a7%d8%b3%d9%8a-%d8%b3%d9%be%d8%a7%d9%87/</link>
			</item>
	<item>
		<title>حاشیه های یک دیدار مثلا غیر منتظره!</title>
		<description><![CDATA[روز اول سفر در گوشم می گوید: &#8220;قراره آقا بیاد جنوب ولی به کسی نگو&#8221; همین جمله می تواند کلی شارژم کند و خب فکر کنم از اصحاب سِر هستم که از همچین خبری با خبر هستم! کلی این در و آن در زدیم که ببینیم بدون تابلو شدن موضوع می شود روز ۱۱ کجاییم [...]]]></description>
		<link>http://cherknevesht.ir/1389/01/%d8%ad%d8%a7%d8%b4%db%8c%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%db%8c%da%a9-%d8%af%db%8c%d8%af%d8%a7%d8%b1-%d9%85%d8%ab%d9%84%d8%a7-%d8%ba%db%8c%d8%b1-%d9%85%d9%86%d8%aa%d8%b8%d8%b1%d9%87/</link>
			</item>
	<item>
		<title>همین تویی تنها</title>
		<description><![CDATA[زمین تهی است زه رندان همین تویی تنها که عاشقانه ترین نغمه را دوباره بخوانی بخوان به نام گل سرخ و عاشقانه بخوان]]></description>
		<link>http://cherknevesht.ir/1388/12/%d9%87%d9%85%d9%8a%d9%86-%d8%aa%d9%88%d9%8a%d9%8a-%d8%aa%d9%86%d9%87%d8%a7/</link>
			</item>
</channel>
</rss>
