آبان ۱۲م, ۱۳۸۸ در ۷:۲۹ ب.ظ
(دستهبندی نشده)
مدت هاست که این موضوع دوستان طرفدار رهبری را آزار می دهد که چرا احمدی نژاد هر جا کم می آورد فوری خودش را پشت رهبری قایم می کند اما وقتی رهبری دستوری می دهد آن را …..
چند روز پیش یک صوت از اینترنت دانلود کردم که سخنان قالیباف بود راجع به همه چیز و بیشتر را جع به احمدی نژاد تعریف می کرد که سر انتساب اولین بار مشایی در میراث آقا دستور دادند که این کار را نکن و احمدی نژاد با کمال بی توجهی این کار را کرد .
اما قصه تیتر چیز دیگری است قصه ، قصه یک بچه نا خلفی است که فقط وقتی پول لازم دارد یا گند زده می آید پیش پدرش و می شود یک پسر خوب و ولایت پذیر اما وقتی پدر امری می کند به هیچ حساب نمی کند آن را خواندن دنبالهی این نوشته »
۱۱ نظر
مهر ۲۵م, ۱۳۸۸ در ۵:۳۱ ب.ظ
(دستهبندی نشده)
جشنواره و نمایشگاه رسانه های دیجیتال بعد از ۱۱ روز فراز و نشیب به کار خود پایان داد و مدعوین و شرکت کنندگان برای جشن اختتامیه به تالار وحدت تهران رفتند که البته حاشیه هایی داشت که در زیر می خوانید.
ساعت ۶ و ۳۰ دقیقه دم درب تالار در به در دنبال یک مسئول آشنا هستیم که به ما کارت دعوت بدهند البته قرار بر این بوده که برگزیده ها دعوت شده باشند اما شبیه تمام قرار های قبلی …. .
ساعت ۷ هنوز منتظر سردبیر گرامی هستیم که از نیم ساعت پیش دائم وعده می دهد که تا ۵ دقیقه دیگر می رسد اما هزار وعده خوبان یکی وفا نکند. خواندن دنبالهی این نوشته »
یک نظر
مهر ۲۲م, ۱۳۸۸ در ۳:۴۸ ق.ظ
(دستهبندی نشده)
اگر مرد بودیم
اگر فقط یک جو مرد بودیم
اگر ۱۱۴۰ و اندی سال فقط حرف نمی زدیم یکم به این تن لشمان تکان می دادیم
امروز حریم انوار این شکلی نبود خواندن دنبالهی این نوشته »
یک نظر
شهریور ۱۹م, ۱۳۸۸ در ۵:۰۳ ب.ظ
(دستهبندی نشده)
وقتی سنگین پا به زمین می کشی و دوباره خجلی از این که با او چشم در چشم شوی
وقتی حس روز کارنامه را داری و وقتی که تجدید که نه رفوزه شده ای
وقتی طبق معمول قولت را شکسته ای
وقتی که توی راه هم به زور دست از گناه بر می داری و حتی گاهی بر نمی داری
وقتی که … خواندن دنبالهی این نوشته »
۱۰ نظر
اردیبهشت ۲۹م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۱۹ ق.ظ
(آخوند نامه, عکس نامه)

ثلم فی الاسلام ثلمه لا یسدها شی
عکس های محمد اخلاقی از آیت الله بهجت را در اینجا و عکس های سوگواری مردم را در اینجا و اینجا ببینید
۴ نظر
اردیبهشت ۲۳م, ۱۳۸۸ در ۳:۰۲ ق.ظ
(سیاست نامه)



در وبلاگ خواهر محترم سارا مسعودی این مطلب را دیدم
حس کردم که شاید یک چیز هایی از آن دوره را از یاد برده ایم از آن دوره ای که مذهبی بودن شده بود املی و حزب اللهی بودن شده بود چماق. دوره هشت اصلاحات، دوره حکومت سید محمد خاتمی.نمی دانم کدام از خوانندگان این صفحه ۱۲ سال پیش را خوب به یاد دارند من آن موقع پنجم ابتدایی بودم اما به خاطر شغل پدرم آن موقع ها هم سیاسی بودم یا لااقل فکر می کردم سیاسیم اما خوب به یاد دارم آن روزها را که همه می گفتند ناطق رای می آورد اما خاتمی آورد .
خواندن دنبالهی این نوشته »
۹ نظر
اردیبهشت ۲۱م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۲۴ ق.ظ
(دستهبندی نشده)
یک سال پیش درست یک سال پیش توی یکی از پاساژهای قم دیدمش نمی دانم من که کلی مذمت می کردم عشاق را چطور در یک نگاه دل بستم او هم انگار، به هم راه داشتیم.
شده بود مخزن اسرار، انقدر جنبه اش بالا بود که نگو؛ مثل یک دریا یود هرچه داشتم توی دلش جا می شد، همه داراییم را در دلش به جا گذاشتم. آنقدر سریع دور خودش می چرخید و طنازی می کرد که دلم را سخت می برد آنقدر سریع که هوا هم از چرخشش به صدا در می آمد. خواندن دنبالهی این نوشته »
۶ نظر
اردیبهشت ۲م, ۱۳۸۸ در ۵:۵۸ ب.ظ
(جامعه نامه, سیاست نامه)

دیشب آخر شب توی یکی از خیابان های قم تاکسی گرفتم راننده جانباز بود و ناراحت شبی یک قرص می خورد یک آمپول هم و دل شکسته بود از این مملکت می گفت ما شدیم پل یک عده از روی ما رد شدند بعد هم زیر ما بمب گذاشتند و ترکاندنمان، انداختندمان دور، انگار نه انگار همه چیزشان را مدیون ما هستند. خواندن دنبالهی این نوشته »
۱۵ نظر
فروردین ۴م, ۱۳۸۸ در ۹:۲۶ ب.ظ
(دستهبندی نشده)

دقیقا ۱ ماه پیش که بنر اردو را بر روی وبلاگ نیوز دیدم به نظرم رسید که این کار شاید حرکتی باشد برای انسجام بچه هایی است که دارند به اصطلاح ما در وبلاگستان کار ارزشی می کنند خوشحال شدم و به سرعت فرم را پر کردم و البته وقتی به انتها و مبلغ رسیدم تعجب کردم، زیاد؛ چون برخلاف تمام اردوهای دیگر که چیزی حدود ۲۰ یا کمتر هزار تومن پول می گیرند نوشته بود ۳۵ هزار باید به فلان حساب ریخته شود این را به حساب سوء مدیریت مسئولان دفتر توسعه وبلاگ دینی گذاشتم که سعی نکرده اند با ستاد راهیان صحبت کنند و طبق غرور مرسومشان سعی کرده اند به اصطلاح تک بپرند و هیچکس را به بازی نگیرند. خواندن دنبالهی این نوشته »
۱۵ نظر